چون ره از آغاز شب آغاز گشتلاجرم راهم همه در شب گذشت
شاملو
این فصلِ دیگریستکه سرمایش از دروندرکِ صریحِ زیبایی را پیچیده میکند.ٰیادش به خیر پاییز با آنتوفانِ رنگ و رنگ که برپادر دیده میکند!ٰ... خاموشخودمنم!ٰمطلب از این قرار است:چیزی فسرده است و نمیسوزد امسالدر سینهدر تنم!