شعر ناتمام

 

 

چون ره از آغاز شب آغاز گشت
لاجرم راهم همه در شب گذشت

شاملو

فصل دیگر

 

این فصلِ دیگری‌ست
که سرمایش از درون
درکِ صریحِ زیبایی را پیچیده می‌کند.
ٰ

یادش به خیر پاییز با آن
توفانِ رنگ و رنگ که برپا
در دیده می‌کند!
ٰ
... خاموش
خود
منم!
ٰ
مطلب از این قرار است:
چیزی فسرده است و نمی‌سوزد امسال
در سینه
در تنم!

 

شاملو