پان

 

_ سه چیز را دوست می‌دارم. رؤیای عاشقانه‌ای را که در گذشته داشته‌ام دوست می‌دارم، تو را دوست می‌دارم، و این گوشه‌ی زمین را دوست می‌دارم.
_ چه چیز را بیشتر دوست می‌داری؟
_رؤیا را.
ٖ
... در عالم تنهایی‌ام با خودم فکر کرده‌ام: "ها؟ این دنیایی در حال تشنج است، دنیایی است که درست در برابر نگاه‌های من از هم می‌پاشد؟"

 


"از پس‌گفتار به قلم رولف. ن. نتوم": این اثری رمانتیک است،ولی بدون وزنه‌ی فلسفی و بدون رؤیا پروری مبهم که غالبا موجب زشتی مکتب قدیمی رمانتیسم می‌شد. در معنایی که زندگی نیز مبارزه است، اثر می‌تواند رآلیست هم به شمار رود

 

ای یاد توام مونس
در گوشه تنهایی

کنوت هامسون

شادی تنها بودن در آرامش نظاره‌گرانه، بر اثر نیاز به تماس‌های انسانی، تماس‌های مناسب رهنمون شدن مجدد به سوی برخوردها، آشفته می‌شود.
احساس تنهایی، به این رمان‌ها اندکی اندوه می‌بخشد؛ شادی وجود هرگز نمی‌تواند شکوفا شود، زیرا به نحوی دردناک عدم توانایی خود در ایجاد تماس‌ها را حس می‌کند.
در ستایشی که شخصیت‌ها از زندگی به عمل می‌آورند اضطراب مرگ راه می‌یابد. شاید ستایش زندگی از طرف آن‌ها دقیقا به این دلیل باشد که آن‌ها با نهایت وضوح نزدیکی مرگ را مشاهده می‌کنند.
ٖ
رولف. ن. نتوم در تحلیل آثار کنوت هامسون
پس‌گفتاری بر رمان پان