پان

_ سه چیز را دوست میدارم. رؤیای عاشقانهای را که در گذشته داشتهام دوست میدارم، تو را دوست میدارم، و این گوشهی زمین را دوست میدارم.
_ چه چیز را بیشتر دوست میداری؟
_رؤیا را.
ٖ
... در عالم تنهاییام با خودم فکر کردهام: "ها؟ این دنیایی در حال تشنج است، دنیایی است که درست در برابر نگاههای من از هم میپاشد؟"
"از پسگفتار به قلم رولف. ن. نتوم": این اثری رمانتیک است،ولی بدون وزنهی فلسفی و بدون رؤیا پروری مبهم که غالبا موجب زشتی مکتب قدیمی رمانتیسم میشد. در معنایی که زندگی نیز مبارزه است، اثر میتواند رآلیست هم به شمار رود

